آدم
و اگر آدم هم مثل من آدم بود
و دلش نی لبکی بود حزین
می سرایید به اندازه یک حنجره در گوش زمان
قطعه شعری از عشق
که همین عشق سر آغاز من و عالم بود
قبل از این بود جهان یکه و در تنهائی
ظلماتی که یقین ماتم بود
پس جهان بی من
با من بی عالم
بود چیزی که در آن چیز وجودی کم بود
و تویی جان جهان
نیز منم کالبدی
ارزشی بود اگر بودن ما با هم بود